محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )
598
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )
مثالش بدر الدين شاشى فرمايد : بيت « 1 » گفتم دلت غمگين چرا ، ماه نوت « 21 » پرچين چرا * و ان طرهء مشكين چرا بر ماه رخشا « 2 » ريخته راستا - بمعنى راست باشد . امير خسرو گويد : بيت سوى راستا « 3 » كرد فغفور جاست « 4 » * امير ختن سوى چپ گشته راست رنگ لگا « 5 » - يعنى رنگ لاك كه بدان پوست رنگ كنند . رژهء بنا - « 5 » يعنى ريسمانى كه براستى آن ديوار سازند « 22 » . مع الباء ركاب - پيالهايست دراز و هشت پهلو . مثالش حكيم خاقانى گويد : بيت دو اسبه درآ و ركابى درآور * كزو چرمهء صبح يكسان نمايد و در فرهنگ بمعنى اسب سوارى نيز آورده ، و اين « 23 » بيت مولوى را شاهد آورده : بيت « 1 » شود يوسف يكى گرگى شود موسى چو فرعونى * چو بيرون شد ركاب تو سر آخر گشت پالانى رباب - [ بضم راء ] « 24 » نام سازى باشد از سازها . مثالش شيخ سعدى گويد : بيت دو بيتم جگر كرد روزى كباب * كه مىگفت گويندهاى با رباب رشتهء تب - آن رشتهء خام كه به جهت دفع تب افسون بر آن خوانند و گرهها بر آن زنند . خسرو گويد :
--> ( 1 ) « س » كلمه را ندارد . ( 2 ) « س » : رخشان . ( 3 ) « س » : استا . ( 4 ) « ب » : جاهست . ( متن نيز استوار نيست ) . ( 5 ) اين لغت و شرح آن از « غ » است . ( 21 ) ماه نو يعنى : ابرو . ( 22 ) در برهان ذيل لغت رژه ، رژه پهنا گويد . رجوع به لغت رژه در همين كتاب شود . ( 23 ) در برهان بمعنى حلقه مانندى از فلز كه در دو طرف زين اسب آويزند و بوقت سوارى پنجههاى پا را در آن كنند ( و لغت عربيست ) نيز آورده است . ( 24 ) رباب عربى و بفتح اولست .